با سلام و احترام خدمت همشهريان عزيز و بويژه دوستاني که به حق موضوع فرهنگي شهر رو مهمترين دغدغه و مشکل دونستند و بخصوص دوست عزيم جناب آقاي رفيعي.
در ابتدا از فرهنگ مطالبي رو بيان مي کنم و بعد از اون هم شرايط فرهنگي و فرهنگ سازي.
در باب فرهنگ مهمترين چيزي که به نظر مي رسد ، عدم تبليغ صحيح و موضع انفعالي ما در برابر آن است. به اين معني که ما هميشه در راه مبارزه با يک فرهنگساز منحرف هستيم و خود فرهنگساز نيستيم.
و اين در حالي است که ما مي توانيم به جلو حرکت کنيم و با ايجاد مراکز فرهنگي ، ابزار فرهنگي و نيروي انساني فرهنگي ، اين حرکت و جنبش را نهادينه کنيم.
اگر موضوع ظاهر را در نظر بگيريم و اينکه عقلها به چشمهاست بايد توجه کنيم چقدر فضاهاي شهري و حتي ساخت و سازها تبليغ فرهنگ سازي يا فرهنگ ستيزي است.براي نزديک شدن به منظور، چند نمونه ضد فرهنگ که ناشي از فرهنگ قدرت طلبي و رواج آن در شهرو در بين مردم است رو بيان مي کنم.
1. همه چيز را با پول مي توان خريد.
2. مشکلات عمومي به من ربطي ندارد، من بايد سود بکنم.
3. براي رسيدن به مقاصد خود، مي شود آدمها را تطميع و تهديد کرد.
4. هزينه هاي فرهنگي به چشم نمي آيد و بازده ندارد.
5. همه چيز در زمان حال خلاصه مي شود و آينده معنايي ندارد.
6. نان شب مهمتر از فرهنگ است.
7....
در اينجا چيزي که به ذهن خطور مي کند اين است که يک جريان دو طرفه شکل مي گيرد. يک طرف اون بر ميگرده به مردم که يا خواهانند و يا رد کننده و يک طرف ديگر که مسوولانند و چشم به درخواست مردم دارند....
اگر فرهنگ شهرمان را به مذهبي و شهرنشيني تقسيم کنيم متاسفانه در هر دو زمينه مشکلات عديده اي داريم. در بحث مذهبي برخي موارد رو به صورت افراطي به آن اهميت داديم( مراسمهاي ضيافت محرم و پلو وحليم خوري و...) و در عوض به سادگي از مراسم ولادت و شهادت برخي ائمه (ع) مي گذريم. همه اينها بر مي گردد به نداشتن هياتهاي فعال جوان که از طرف مردم و مسوولين حمايت مالي شوند.( نظير آنچه که در ساير شهرهاست) هياتهايي که ملزم و متعهد به برگزاري تمامي مراسم باشند هر جشن يا مراسم عزاداري اي با شان و منزلت خاص خود برگزار شود.
در بحث شهرنشيني موارد زيادي را مي توان گنجاند که نمونه آن ايجاد فرهنگ شهرنشيني و شهروندي است. شهر شدن و شهر بودن تنها و تنها بر مردم اطلاق مي شود بر عکس آنچه که امروزه در بين عموم رايج است و فکر مي کنند تا روستايي زيبا شد و و از نظر ظاهري رشد و تکامل يافت مي شود شهر. شهر شدن به مردم يک شهر بر مي گردد و اينکه مردم قابليت پذيرش همه مسائل مربوط به شهرنشيني را داشته باشند يا نه ، چه از نظر مالي مانند مالياتها و عوارض و ... و چه از نظر ارتباطي و فرهنگي و حتي علمي و آموزشي.
بديهي است زماني که فرهنگ شهرنشيني و شهروندي در بين مردم يک شهر رايج شد و دوام يافت مجموعه اي از انسانهاي شهرنشين تبديل به يک خانواده گسترده و بزرگ مي شوند. اين خانواده موفقيت و کاميابي يکي از جوانان شهر را موفقيت خود مي داند و در جهت رفع مشکلات شهر خالصانه و دلسوزانه نظر مي دهد ودر رفع آن تلاش مي کند. مسوولان را همچون نمايندگان منتخب خود مي داند که بايد هر روز با راهنمايي و هدايت او، پر بارتر و موفق تر باشند تا خانواده اش (شهرش) رو به سوي تکامل و ترقي برود.
جوانانش را همچون حاميان و سفيران و مدافعان آتي شهر ساخته و پرداخته و روانه عرصه هاي بزرگ سياست و اقتصاد و ... کند.
از اينکه براي آبادي شهرش نقد مي کند و نظر مي دهد به خود ببالد. با تحليلهاي درست و به موقع ويروسهاي شهر را شناسايي و در هر جايگاهي که هستند آنها را مطرود نمايد. يک شهروند هيچگاه نبايد خود را جداي از شهر فرض کند و يکه تاز باشد. مسوولان همواره بدانند که نماينگان مردمند و مسووليت سنگيني را برگزيده اند و به نوکري مردم و خلق ا... افتخار کنند نه اينکه پست و مقام را آلتي براي فخر فروشي خود قرار دهند و باز بدانند که از بيت المال ارتزاق مي کنند. اگر اشتباهي هم مي کنند براي همگان واضح و مبرهن باشد که از روي بي تجربگي بوده و نه از روي کوتاهي و قصور.
فعال شدن هر چه بيشتر قشر تحصيلکرده و فرهنگي در سطح شهر و ايجاد قالبهاي مناسب براي شکل گيري فرهنگي سالم و سازنده د رشهر از مهمترين اموري است که شهر و شهروند بدان نيازمند است.
بترسيم :
از تفرقه ها و اختلاف سليقه هايي که باعث ايجاد عقده و کينه در شهر مي شود.
از يکجانبه گرايي و آتش روشن کردن و تخريب افراد براي رسيدن به مقاصد شوم خود.
حرف و حديثهايي که گوش به گوش و چشم به چشم ( از طريق شايعه پراکني و وبلاگ نويسي و ...) همچون ويروسهايي ناشناس، بدترين و زشت ترين راه را براي نقد و ارزيابي مسائل برگزيده و ناشناس بودن آن منطقي ترين دليل براي مردود بودن آنهاست.
جوانان شهر
همگي با درايت و هوشياري از طرق مختلف و با بهره گيري از کمکهاي مالي موسسات دولتي و غير دولتي و افراد خيري که حاضر به تامين منابع مالي آنان هستند ( سازمان ملي جوانان، سازمان تبليغات اسلامي ، بسيج و نماينده مردم در مجلس و آقاي علوي و امثالهم در ديهوک و...) بهترين عملکرد را در فرهنگ سازي شهر داشته باشند.
هميشه و در همه حال به جوانان اعتماد شود و به آنها ميدان داده شود و تلاش وتحصيل و مدرک آنها ارج نهاده شود.
پس بسازيم و بسوزيم و افتخار کنيم
شهرمان را و ويروسهاي تفرقه زا و کينه توز را و به شهري آباد و سالم
اميدوارم اين مطالب جسته گريخته هر چند منفذ گونه دريچه اي باشد به صبحي پاک و حقيقي
+ نوشته شده توسط - در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387 و ساعت
|